تبليغاتX
.: مجنون :.
طراح قالب:فرشاد احمدی

طراح قالب:فرشاد احمدی


نویسندگان

موضوعات

دوستان

طراحی قالب های بلاگفا
FarshadWeb.Com
سایت مداحی ذاکرین
یاسی
مطهره
مقام معظم رهبری
گدایان فاطمه سلام الله علیها

آمار سایت

افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

طراح قالب

طراح قالب :فرشاد احمدي www.Farshadweb.com

شهید سید مجتبی علمدار

هرکس با شنيدن يازدهم دي ماه ياد چيزي مي افتد. اما براي من يازدهم دي يعني سيد مجتبي علمدار؛ آخر يازدهم دي ماه هم روز ولادت پربرکتش بود و هم شهادت غمبارش. نمي دانم چقدر مي شناسيدش ولي اگر مايليد کمي با اين جانباز شهيد و مداح با اخلاص اهل بيت(ع) بيشتر آشنا شويد چند منزلي قافله شهداء را همراهي کنيد تا ببينيم که کسيکه همه وجودش متعلق به حضرت زهراء(س) و فکر و ذکرش دوستان شهيدش است؛ چطور مثل شهيدي زنده زندگي مي کند و خود را به آنها مي رساند.


 


و اين فرازهايي از حيات عارفانه شهيد علمدار از زبان همسر صبور ايشان :


ايشان انگشتري داشتند كه خيلي برايش عزيز بود. مي گفت اين انگشتر را يكي از دوستانش موقع شهادت از دست خود در آورده و دست ايشان كرده و در همان لحظه شهيد شده است. ايشان وقتي به آبادان براي مأموريت مي رود، اين انگشتر را بالاي طاقچه حمام جا مي گذرد و دربازگشت به ساري يادش مي افتد كه انگشتر بالاي طاقچة حمام جا مانده است. وقتي آمد خيلي ناراحت بود. گفتم: آقا چرا اينقدر دلگيري؟ گفت: وا.. انگشترِ بهترين عزيزم را در آبادان جا گذاشتم، اگر بيفتد و گم شود واقعاً سنگين تمام مي شود.گفت: بيا امشب دوتايي زيارت عاشورا و دعاي توسل بخوانيم شايد اين انگشتر گم نشود يا از آن بالا نيفتد.
 
جالب اينجا بود كه ما زيارت عاشورا را خوانديم و راز و نيازكرديم و خوابيديم. صبح كه بلند شديم ديديم انگشتر روي مفاتيج الجنان است. اصلاً باورمان نمي شد همان انگشتري كه در آبادان توي حمام جا گذاشته بود روي مفاتيج الجنان بالاي سرما باشد .


سيّد هميشه « يا زهرا(س) » مي گفت. البته عناياتي هم نصيب ما مي شد. مثلاً دو سه بار اتفاق افتاد كه بي پول شديم. آنچنان توان مالي نداشتيم. يكبار مي خواستم دانشگاه بروم اما كرايه نداشتم. 5 تا يك توماني بيشتر توي جيبم نبود. توي جيب ايشان هم پول نبود. وقتي به اتاق ديگر رفتم ديدم اسكناسهاي هزاري زير طاقچه مان است. تعجب كردم، گفتم: آقا ما كه يك 5 توماني هم نداشتيم اين هزاريها از كجا آمد. گفت: اين لطف آقا امام زمان (عج) است.  تا من زنده هستم به كسي نگو.


هميشه اول تا يازدهم دي ماه مريض بود. خيلي عجيب بود. مي گفت وقتي كه شيميايي شدم همين اوايل دي ماه بود و عجيب تر اينكه 11 دي ماه هم روز تولد و هم روز شهادتش بود. در  دي ماه ازدواج كرديم و دخترمان (زهرا) هم 8 دي ماه بدنيا آمد.


يكي دوبار كه درباره شهادت حرف مي زد مي گفت: من 5 سال الي 5 سال و نيم با شما هستم و بعد مي روم. كه اتفاقاً همينطور هم شد. دفعة آخري كه مريض شده بود، اتفاقاً از دعاي توسل برگشته بود. ديدم حال عجيبي دارد. او كه هيچوقت شوخي نمي كرد آن شب شنگول بود. تعجب كردم، گفتم: آقا! امشب شنگولي؟! چه خبر است؟ گفت: خودم هم نمي دانم ولي احساس عجيبي دارم. حرفهايي مي زد كه انگار مي دانست مي خواهد برود. مي گفت: آقا امضاء كرد. آقا امضاء كرد. داريم مي رويم. نزديك صبح، ديدم خيلي تب دارد . مي خواستم مرخصي بگيريم كه او قبول نكرد. گفت: تو برو، دوستم مي آيد و مرا به دكتر مي برد. به دوستش هم گفته بود: « قبل از اينكه به بيمارستان بروم بگذار بروم حمام. مي خواهم غسل شهادت بكنم. آقا آمد و پرونده من را امضاء كرد. گفت: تو بايد بيايي. ديگر بس است توي اين دنيا ماندن. من ديگر رفتني هستم. » غسل شهادت را انجام داد و رفت بيمارستان. هم اتاقيهايش دربارة نحوة شهادتش مي گفتند: لحظه اذان كه شد، بعد از يك هفته بيهوشي كامل، بلند شد و همه را نگاه كرد و شهادتين را گفت و گفت: خداحافظ و شهيد شد


 



اعتراف نامه - چراغ هدايت


قانون اول: بارالها، اعتراف مي کنم از اينکه قرآن را نشناختم و به قرآن عمل نکردم. حداقل روزي ده آيه قرآن را بايد بخوانم.اگر روزي کوتاهي کردم و به هر دليلي نتوانستم اين ده آيه را بخوانم روز بعد بايد حتماً يک جزء کامل بخوانم.


                                                      تاريخ اجراء 4/5/69 


قانون دوم: پروردگارا! اعتراف مي کنم از اينکه نمازم را بي معني خواندم و حواسم جاي ديگري بود، در نتيجه دچار شک در نماز شدم. حداقل روزي دو رکعت نماز قضا بايد بخوانم.اگر روزي به هر دليلي نتوانستم اين دو رکعت نماز را بخوانم، روز بعد بايد نماز قضاي يک 24 ساعت (17 رکعت) بخوانم .


                               تاريخ اجراء 11/5/69 


قانون سوم: خدايا! اعتراف مي کنم از اينکه مرگ را فراموش کردم و تعهد کردم مواظب اعمالم باشم ولي نشدم. حداقل هر شب قبل از خواب بايد دو رکعت نماز تقرّب بخوانم.اگر به هر دليلي نتوانستم اين دو رکعت را بجا بياورم روز بعد بايد 20 ريال صدقه و 8 رکعت نماز قضا بجا بياورم.            


                       تاريخ اجراء 26/5/69 


قانون چهارم: خدايا! اعتراف مي کنم از اينکه شب با ياد تو نخوابيدم و بهر نماز شب هم بيدار نشدم.حداقل در هر هفته بايد دوشب نماز شب بخوانم و بهتر است شبهاي پنجشنبه و شب جمعه باشد.اگر به هر دليلي نتوانستم شبي را بجا بياورم بايد بجاي هر شب 50 ريال صدقه و11 رکعت تمام را بجا بياورم .       


                                     تاريخ اجراء 16/6/69 


قانون پنجم: خدايا! اعتراف مي کنم از اينکه «خدا مي بيند» را در همه کارهايم دخالت ندادم و براي عزيز کردن خودم کارکردم.حداقل در هر هفته بايد دو صبح زيارت عاشورا و صبح جمعه بايد سوره الرحمن را بخوانم. اگر به هر دليلي نتوانستم زيارت عاشورا را بخوانم بايد هفته بعد 4 صبح زيارت عاشورا و يک جزء قرآن بخوانم و اگر صبح جمعه اي نتوانستم سوره الرحمن بخوانم بايد قضاي آن را در اولين فرصت به اضافه 2 حزب قرآن بخوانم.


تاريخ اجراء 13/7/69 


قانون ششم:حداقل بايد در آخرين رکوع و در کليه سجده هاي نمازهاي واجب صلوات بفرستم.اگر به هر دليلي نتوانستم اين عمل را انجام دهم، بايد به ازاي هر صلوات 10 ريال صدقه بدهم و 100 صلوات بفرستم.        


  تاريخ اجراء 18/8/69 


قانون هفتم: حداقل بايد در هر 24 ساعت 70 بار استغفار کنم.اگر به هر دليلي نتوانستم اين عمل را بجا آورم، در 24 ساعت بعدي بايد 300 بار استغفار کنم و باز هم 300 به 600 تبديل مي شود.


                                           تاريخ اجراء 30/9/69 


قانون هشتم: هر کجا که نماز را تمام مي خوانم بايد در هفته 2 روز را روزه بگيرم، بهتر است که دوشنبه و پنج شنبه باشد. اگر به هر دليلي نتوانستم اين عمل را بجا بياورم در هفته بعد به ازاي دو روز 3 روز و به ازاي هر روز 100 ريال صدقه بايد بپردازم .


                                                      تاريخ اجراء 19/11/69 


قانون نهم: در هر روز بايد 5 مسئله از احکام حضرت امام (ره) را بخوانم. اگر به هر دليلي نتوانستم اين عمل را بجا بياورم روز بعد بايد 15 مسئله بخوانم .        


                                                         تاريخ اجراء 14/1/70 


قانون دهم: در هر 24 ساعت بايد 5 بار تسبيح حضرت زهرا(س) براي نماز يوميه و 2 بار هم براي نماز قضا بگويم. اگر به هر دليلي نتوانستم اين فريضه الهي را انجام دهم بايد به ازاي هر يکبار ، 3 مرتبه اين عمل را تکرار کنم.  


تاريخ اجراء 15/3/70 


 « فرازهايي از وصيت نامة مداح اهل بيت، جانبازِ شهيد حاج سيد مجتبي علمدار »


.. به همه شما وصيت مي كنم، همة شمايي كه اين صفحه را مي خوانيد، قرآن را بيشتر بخوانيد، بيشتر بشناسيد، بيشتر عشق بورزيد، بيشتر معرفت به قرآن داشته باشيد، بيشتر دردهايتان را با قرآن درمان كنيد، سعي كنيد قرآن انيس و مونستان باشد، نه زينت دكورها و طاقچه هاي منزلتان.


به دوستان و برادران عزيزم وصيت مي كنم كاري نكنند كه صداي غربت فرزند فاطمه (س)« مقام معظم رهبري » را كه همان نالة غريبانة فاطمه (س) خواهد بود، به گوش برسد. نگذاريد آن واقعه تكرار شود، حتماً مي پرسيد كدام واقعه ؟ همان واقعه اي كه بي بي فاطمه زهرا (س) نيمة دل شب دست به دعا بردارد كه: « اَلَّلهُمَّ عَجِّل وَفاتِي سَريِعاً ».همان واقعه اي كه علي (ع) از تنهايي با چاه درد و دل كند. همان واقعه اي كه امام خميني(ره) بگويد: من جام زهر را نوشيدم و نالة غريبانة «اَلَّلهُمَّ عَجِّل وَفاتِي سَريِعاً» او، فاطمه (س) را به گريه آورد.


شيعه ها! مسلمونا! حزب اللهي ها! بسيجي ها! و.. نگذاريد تاريخ مظلوميت شيعه تكرار شود. بر همه واجب است مطيع محض فرمايشات مقام معظم رهبري كه همان ولايت فقيه مي باشد، باشند. چون دشمنان اسلام كمر همت بستند تا ولايت فقيه را از ما بگيرند شما همت كنيد، متعهد و يكدل باشيد تا كمر دشمنان بشكند و ولايت فقيه باقي بماند.


.. زماني كه زير تابوت مرا گرفتيد و به سوي آرامگاه مي بريد تا مي توانيد مهدي (عج) و فاطمه (س) را صدا بزنيد . تنها اميد من كه همان دستمال سبزي است كه هميشه در مجالس و محافل مذهبي همراه من بوده، به اشك چشم دوستانم متبرك شده است روي صورتم بگذاريد .


 


 



چند خاطره از زبان دوستان نزديک سيد


شيوه خاصي هم در جذب جوانان داشت گاهي حتي خود من هم به سّيد مي گفتم: اينها کي هستند مي آوري هيأت؟ به يکي مي گويي بيا امشب تو ساقي باش. به يکي مي گويي اين پرچم را به ديوار بزن و .. ول کن بابا!  مي گفت: نه ! کسي که در اين راه اهل بيت(ع) هست که مشکلي ندارد ، اما کسي که در اين راه نيست ، اگر بيايد توي مجلس اهل بيت(ع) و يک گوشه بنشيند و شما به او بها ندهيد مي رود و ديگر هم بر نمي گردد اما وقتي او را تحويل بگيريد او را جذب اين راه کرده ايد.


برنامه هيات او اول با سه، چهار نفر شروع شد اما بعد رسيده بود به سيصد، چهارصد جوان عاشق اهل بيت(ع) که همه اينها نتيجه تواضع،  فروتني و اخلاص سيد بود.


 


يکبار يکي از بچه هاي هيأت آمد و به سيد گفت: تو مراسمها و روضه اهل بيت(ع) اصلاً گريه ام نمي گيرد و نمي توانم گريه کنم! سيد گفت: اينجا هم که من خواندم گريه ات نگرفت؟! گفت: نه! سيد گفت: مشکل از من است! من چشمم آلوده است. من دهنم آلوده است که تو گريه ات نمي گيرد! اين شخص با تعجب مي گفت: عجب حرفي! من به هر کس گفتم، گفت: تو مشکل داري برو مشکلت را حل کن،گريه ات مي گيرد!اما اين سيد مي گويد مشکل از من است! بعدها مي ديدم که او جزء اولين گريه کنندگان مصائب ائمه اطهار بود.


 


دو تا برادر بودند که به ظاهر هيأتي نبودند و به قول بعضي ها آن تيپي ..!! اين دو شيفته سيد شده بودند و به خاطر دوستي با سيد وارد هيأت شدند. يک روز مادر اينها شک مي کند که چرا شبها دير به خانه مي آيند؟! يک شب دنبال آنها راه مي افتد، مي بيند پسرانش رفتند داخل يک زيرزمين! اين خانم هم پشت در مي نشيند و گوش مي دهد متوجه مي شود از زيرزمين صداي مداحي مي آيد. بعد از اتمام مراسم مادر متوجه مي شود فرزندانش مشغول نماز شده اند؛ با ديدن اين صحنه مادر هم تحت تاثير قرار مي گيرد و او هم به اين راه کشيده مي شود. 


خود سيد بعدها تعريف کرد که اين دو تا برادر يک شب آمدند گفتند: سيد! مادرمان مي خواهد شما را ببيند. رفتم ديدم خانمي است چادري؛ گفت: آقا سيد شما من را که نماز نمي خواندم،نمازخوان کرديد! چادر به سر نمي کردم، چادري کرديد! ما هر چه داريم! از شما داريم. اين خانم بعدها تعريف کرد که سيد به من گفت: من هر چه دارم از اين فرزندان شما دارم! اينها معلم اخلاق من هستند!


 


شبي در بين راه در خصوص مسايل مربوط به زندگي و معضلات جامعه و مسايل روز صحبت مي کرديم. در پايان وقتي همه ساکت شدند سيد مجتبي با خنده گفت: اي آقا سي سال عمر که اين حرفها را ندارد!


و به مصداق همان حرفي که سيد گفته بود، همگان ديديم که سرانجام در سي امين بهار زندگي، سيد مجتبي جاودانه شد.


 


من کنار سيد نشسته بودم و سيد هم طبق معمول شال سبزش را روي سرش انداخته بود و با سوز و گداز خاصي مشغول خواندن زيارت عاشورا و مداحي بود. بعد از اتمام مراسم ناگهان شال سبزخود را بر گردن من گذاشت. با تعجب پرسيدم: اين چه کاري است؟ گفت: بگذار گردن تو باشد. بعد از لحظه اي ديدم جمعيت حاضر بسوي من آمدند و شروع کردند به بوسيدن و التماس دعا گفتن. با صداي بلند گفتم: اشتباه گرفته ايد، مداح ايشان است. امّا سيّد کمي آنطرف تر ايستاده بود و با لبخند به من نگاه مي کرد.


 


شبي که حال سيد بسيار وخيم و تنفس او بسيار تند و مشکل شده بود، او را به اتاقي که دستگاه تنفس مصنوعي بود برديم در حاليکه تنفس بسيار سريعي داشت و تشنه هوا بود. پزشک دستور داد که داروي بيهوشي به او تزريق شود تا لوله جهت تنفس گذاشته شود و من آخرين جمله اي که از سيد شنيدم و بعد از آن تا زمان شهادت بيهوش بود، اين بود: يا عمه سادات! يا زينب کبري! 


 



نامه دختر شهيد علمدار به پدر شهيدش


بابا مجتبي سلام


اميدوارم حالت خوب باشد. حال من خوب است، خوب خوب. يادش بخير! آن روزها که مهد کودک بودم و موقع ظهر به دنبالم مي آمدي.هميشه خبر آمدنت را خانم مربي ام به من مي رساند: سيده زهرا علمدار! بيا بابات آمده دنبالت. و تو در کنار راه پله مهد کودک مي نشستي و لحظه اي بعد من در آغوشت بودم. اول مقنعه سفيدم را به تو مي دادم و با حوصله اي بياد ماندني آن را بر سرم مي گذاشتي و بعد بند کفشهايم را مي بستي و در آخر، دست در دستان هم بسوي خانه مي آمديم و با مامان سر سفره ناهار مي نشستيم و چه بامزه بود.


راستي بابا چقدر خوب است نامه نوشتن برايت و بعد از آن با صداي بلند، رو به روي عکس تو ايستادن و خواندن؛ انگار آدم سبک مي شود. مادر مي گويد: بابا خيلي مهربان بود،اما خدا از او مهربانتر است و من مي خواهم بعد از اين نامه اي براي خدا بنويسم و به او بگويم که مي خواهم تا آخر آخر با او دوست باشم و اصلاً باهاش قهر نکنم. اگر موفق شوم به همه بچه ها خواهم گفت که با خدا دوست باشند و فقط با او درد دل کنند. مادر بزرگ مي گويد هرچه مي خواهي از خدا بخواه و من از خدا مي خواهم که پدر مردم ايران حضرت آيت ا.. خامنه اي را تا انقلاب مهدي(عج) محافظت فرمايد و دستان پر مهر پدرانه اش هميشه بر سرِ ما فرزندان شهدا مستدام باشد.


ان شا ا.. ، خدانگهدار– دخترت سيده زهرا


  



پاي درس سيد


آدم بايد توجه کند. فردا اين زبان گواهي مي دهد. حيف نيست اين زباني که مي تواند شهادت بدهد که اينها ده شب فاطميه نشستند و گفتند: يا زهرا ، يا حسين (ع) آنوقت گواهي بدهد که مثلاً ما شنيديم فلان جا لهو و لعب گفت، بيهوده گفت، آلوده کرد، ناسزا گفت، به مادرش درشتي کرد.


... احتياط کن! تو ذهنت باشد که يکي دارد مرا مي بيند، يک آقايي دارد مرا مي بيند، دست از پا  خطا نکنم، مهدي فاطمه(س) خجالت بکشد. وقتي مي رود خدمت مادرش که گزارش بدهد شرمنده شود و سرش را پايين بيندازد. بگويد: مادر! فلاني خلاف کرده، گناه کرده است. بد نيست ؟!!! فرداي قيامت جلوي حضرت زهرا(س) چه جوابي مي خواهيم بدهيم.

نوشته شده توسط سید در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 ساعت 16:7

ولادت با سعادت در نور مطلق

حضرت امام جعفر صادق

و حضرت پیامبر اعظم را اول به پیشگاه امام زمان و بعد نائب بر حقش مقام معظم رهبری و به شما بازدیدکننده عزیز تبریک عرض می کنم. 

نوشته شده توسط سید در جمعه هفدهم فروردین 1386 ساعت 14:26

سلام علی قلب زینب الصبور

سلام بر قلب مصیبت دیده حضرت زینب (س)

پیشاپیش فرا رسیدن اربعین حضرت اباعبدالله و یاران با وفایش را به شما عزیزان تسلیت عرض می کنم .

نوشته شده توسط سید در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 ساعت 16:54

یه تلنگر !

با کت و شلوار ۵۰۰ هزار تومانی و حق مردم خوری به خدا نمی تونی یاور خوبی برا امام زمان باشی.

باور نمی کنی ببین

امام صادق (ع):

به چه جهت دربارهی خروج قائم عجله دارید؟

به خدا سوگند او جامه ای درشت می پوشد و خوراک خشک و ناگوار می خورد .......

غیبت نعمانی / ۲۳۳

نوشته شده توسط سید در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 ساعت 17:26

مقام معظم رهبری:

اميدواريم كه خداوند كمك كند و تفضّل فرمايد تا ابعاد اسلام عزيز و ابعاد و اعمال حادثه مهمّ عاشورا، براى همه روشن شود و واقعاً مثل سرچشمه‏اى، از آن استفاده كنند. ان‏شاءاللَّه شما آقايان محترم، برادران عزيز - مخصوصاً جوانان مؤمن و مخلص و پرشور - بتوانيد وظيفه خودتان را به بهترين وجه انجام دهيد؛ مردم را از سرچشمه مبارك عاشورا سيراب سازيد و قلب مقدّس ولىّ عصر ارواحنا فداه از همه شما راضى باشد

نوشته شده توسط سید در سه شنبه بیست و ششم دی 1385 ساعت 12:55

حضرت سید علی خامنه ای

نوشته شده توسط سید در شنبه شانزدهم دی 1385 ساعت 23:6

نامه سرگشاده فرهنگیان اصولگرا به وزیر آموزش و پرورش

وزیر محترم آموزش و پرورش جناب آقای فرشیدی

با سلام و احترام

ما جمعی از حامیان دکتر احمدی نژاد و اصولگرایان فرهنگی نسبت به وضعیت اسفناک آموزش و پرورش مازندران هشدار داده و در اسرع وقت خواستار بررسی مسائل این سازمان هستیم چرا که برخوردهای فاضلی رئیس سازمان آموزش و پرورش مازندران بجز بدبینی و ناراضی تراشی نسبت به رئیبس جمهور عزیز و محبوبمان نتیجه ای دیگر در بر نخواهد داشت و به نظر ما می بایست برای این وضعیت تاسف بار فکری اساسی و عاجل شود

جناب آقای فرشیدی :

در تداوم اقدامات سياسي و جناحي آموزش و پرورش مازندران ابلاغ مدیر نمونه و بسیجی آموزش و پرورش استثنایی مازندران لغو و وی هم راهی مدرسه شد با عزل میرشفیعی پرونده مدیران سازمان آموزش و پرورش استان بسته شد چرا که هر سه مدیر در چارت تشکیلاتی سازمان آموزش و پرورش یعنی مدیر مشارکتها و شوراها ، مدیر نهضت سوادآموزی و مدیر آموزش و پرورش استثنایی برکنار شده اند میر شفیعی درجشنواره شهید رجایی در دوران وزارت جنابعالی به عنوان مدیر نمونه از سوی حضرتعالی مورد تقدیر قرار گرفت همانطور معاون جنابعالی نیز در مراسم معارفه مدیر جدید بیان کردند ایشان توانست آموزش و پرورش استثنایی مازندران را از رتبه 17 به رتبه 2 ارتقاء دهد وی از مدیران مکتبی و پرتلاش مازندران بود که سالها در مسئولیت مدیریت آموزش و پرورش استثنایی منشاء اثر و خدمات ارزشمندی بود حضور بیش از 9 ماه در جبهه های دفاع مقدس ، ماموریت دو ساله در سپاه در دوران جنگ 8 ساله ، افتخار جانبازی ، دریافت دهها تشویق نامه از وزیر و معاونان وزیر ، و انتخاب به عنوان مدیر نمونه استانی و دستگاهی در دوسال پی در پی بخش از افتخارات ایشان است

سئوال مهم و اساسی که جنابعالی باید پاسخ دهید این است که وقتی جنابعالی مدعی هستید که فعالیت سیاسی و جناحی در آموزش و پرورش حرام است چطور ممکن است که مدیری دیروز توسط حضرتعالی به عنوان مدیر نمونه مورد تشویق قرار گیردو امروز توسط رئیس سازمان آموزش و پرورش مازندران عزل شود هر چند برخورد نصرت ا... فاضلی رئیس سازمان آموزش و پرورش با مدیران و مسئولان آموزش و پرورش به حدی نگران کننده است که هیچ جای سخن و تفسیری نیست چند روز قبل نیز ابلاغ هادی ساعی کارشناس مسئول امور تربیتی آموزش و پرورش استان و یکی دیگر از نیروهای ارزشی و از حامیان دکتر احمدی نژاد در سازمان آموزش و پرورش استان لغو شد و انگار این ماجرای برخورد سیاسی با نیروها و مدیران آموزش و پرورش مازندران تمامی ندارد

براستی آقای فرشیدی شما که مدعی برخورد باسیاسی کاری روسای سازمان آموزش و پرورش هستید اگر در همان ابتدای فعالیت رئیس سازمان آموزش و پرورش مازندران بعد از عزل مدیر نمونه ملی و ایثارگر فرهیخته کشور علت را جویا می شدید و در قبال برخورد سیاسی رئیس سازمان آموزش و پرورش برخورد حقیقی می کرد امروز اینگونه مدیران مجرب و کارشناس بسیجی و اصولگرا براحتی از چرخه مدیریتی آموزش و پرورش مازندران اخراج نمی شدند

آقای وزیر مگر خبر ندارید که رئیس سازمان آموزش و پرورش مازندران با شعار هر که سیاسی آمد باید سیاسی برود و مدیران آموزش و پرورش باید التزام عملی به رئیس جمهور داشته باشند تمامی نیروهای مجرب و دلسوز آموزش و پرورش استان را قلع و قمع کرد آقای وزیر به این سئوال پاسخ دهید که بر اساس کدام دستورالعمل و یا قانونی در این کشور التزام عملی به رئیس جمهور شرط اصلی مدیران در آموزش و پرورش است هر چند برخوردهای آقای رئیس اثبات کرده که ایشان تعداد زیادی از نیروهای اصولگرا و حامیان دکتر احمدی نژاد را برکنار کرده و این شعار فقط مستمسکی برای برخوردهای سیاسی و جناحی و بکارگیری نیروهایی خاص از یک تشکیلات و حزب خاص (هر چند هم در انتخابات در ستاد های دیگران بوده اند) در آموزش و پرورش است

آقای وزیر مگر خبر ندارید 90 درصد روسا و مدیران آموزش و پرورش شهرستانها و مناطق مازندران بدون هیج دلیل منطقی و اداری عزل شده اند.

آقای فرشیدی مگر خبر ندارید که ابلاغ آقاي ابوالقاسم عليزاده رئيس آموزش و پرورش شهرستان بابلسر از مديران بسيجي با سابقه بيش از 6 ماه حضور در جبهه و برادر سردار شهيد كاظم عليزاده فرمانده گردان موسي بن جعفر(ع)و مدير نمونه شهرستان و استان در جشنواره شهید رجایی و طرح تكريم ارباب رجوع كه فقط دوماه به پايان خدمت 30 ساله اش در آموزش و پرورش مانده بود لغو گردید

آقای وزیر مگر اطلاع ندارید که این رئیس منصوب شما حتی به مدیران ارزشی از خانواده معظم شهدا نیز رحم نکرده و ابلاغ آقايان سيد علي قاسمي برادر دو شهيد و رئيس آموزش و پرورش بهشهر ، محمد جواد بابايي برادر شهيد و رئيس آموزش و پرورش ناحيه 1 ساري ، رحيم رضوي راد برادر شهيد و رئيس آموزش و پرورش ناحيه ۲ ساري و نصرا... بزرگي برادر شهيد و رئيس آموزش و پرورش سوادكوه را نيز براحتی لغو کرد و خوب پاسخ خانواده شهدا که چشم و چراغ این ملتند را داد.

آقای وزیر باید خبر داشته باشید که مسئول بازرسی آموزش و پرورش جویبار که از برادران آزاده و جانباز و از حامیان جدی دکتر احمدی نژاد بودند میز کارش به مدت 5 ماه در داخل راهرو آموزش و پرورش قرار داشت و در آستانه سالگرد ورود آزادگان به میهن اسلامی لغو ابلاغ شد

آقای وزیر مگر اطلاع ندارید که رئیس سازمان شما تنها چهار روز پس از انتصاب ابلاغ ایثارگر فرهیخته و کارمند نمونه ملی را لغو و با وجود آنکه ایشان قریب 17 سال در سازمان آموزش و پرورش شبانه روزی تلاش کردند دستور داد به همان شهری که از اول به سازمان آمده بود یعنی نکا برگردد در حالیکه منزل مسکونی ایشان در ساری و فرزندان وی نیز در ساری مشغول تحصیل بودند و جالب اینکه در پاسخ به سئوالات مکرر خبرنگاران در مورد عزل ایشان می گوید که وی توانمند است و نظام موظف است از توانمندیهای ایشان استفاده کند

آقای وزیر آیا می دانید مسئول بازرسی آموزش و پرورش استان از نیروهای ارزشی و بسیجی و جانشین پایگاه مقاومت شهید مجتهدی و از تلاشگران ستاد امر به معروف و نهی از منکر براحتی لغو ابلاغ شد و پس از بیست و اندی سال خدمت مجبور شد سر از روستای چهاردانگه ساری درآورد

آقای وزیر حتما خبر دارید که در سال 84 در مجموع کارکنان سازمان آموزش و پرورش مازندران بر اساس شاخصها و محورهای سازمان مدیریت و برنامه ریزی دو نفر به عنوان مدیران نمونه و برتر انتخاب شدند که هر دو نفر آنان عزل شدند

آقای وزیر حتما خبر دارید در سازمان آموزش و پرورش مازندران فردی با مدرک زیست شناسی معاونت پژوهش و برنامه ریزی فردی با مدرک کشاورزی معاونت اداری و مالی فردی با مدرک مشاوره معاونت آموزش و پرورش عمومی را بر عهده گرفته اند و مسئول بازرسی استان نیز دارای مدرک فوق دیپلم است در حالیکه نیروهای زیر مجموعه اش فوق لیسانس اند

آقای وزیر بررسی کنید که علت عزل و برکناری جمع کثیری از کارشناسان و کارشناس مسئولان و مدیران سازمان آموزش و پرورش چیست و این نیروهای مجرب و کاردان و شایسته به چه دلیلی برکنار شده اند

آقای فرشیدی شما آیا به سخنان ریاست محترم جمهوری جناب آقای دکتر احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری که فرمودند برخي گروه‌بازيها و دسته‌بنديها زيبنده نظام اسلامي بويژه آموزش و پرورش نظام اسلامي نيست و بايد با تدبير مقابل اين دسته‌بنديها بايستيم و مسئولان آموزش و پرورش اجازه ندهند بازیهای سیاسی به نهاد مقدس آموزش و پرورش ضربه بزند و با تدبیر مناسب این گونه مسائل را از بین ببرند اعتقاد دارید؟؟

آقای فرشیدی آیا گفتن جملات قشنگ جنابعالی مبنی بر اینکه آموزش و پرورش جايگاه فعاليت‌هاي سياسي جناحي و گروهي نيست و كسي كه لباس مديريت مي‌پوشد و در وزارت آموزش و پرورش فعاليت مي‌كند، حرام است كه فعاليت سياسي و جناحي داشته فقط برای پر کردن تیتر مطبوعات و رسانه ها ست و یا اینکه باید شما به سخنی که بر زبان می آورید و به قولی که داده و می دهید پایبند باشید.

آقای وزیر ای کاش در مراسم معارفه مدیر جدید آموزش و پرورش استثنایی مازندران بودید و اشک و ناله معلمان و اعضای انجمن اولیا و مربیان و .... را می دیدید.

آقای وزیر دستگاه تعلیم و تربیت به گفته شما یک دستگاه ملی است و در این دستگاه سیاسی کاری و جناح بازی جایگاهی ندارد ببینیم با این همه سند و مدرک که برای سیاسی کاری رئیس سازمان آموزش و پرورش مازندران ارائه شده است چه خواهید کرد آیا تلفنی از ایشان تشکر و تقدیر خواهید کرد و مدال افتخار خواهید داد و یا اینکه با بررسی دقیق موارد ذکر شده دامن آموزش و پرورش مازندران را از برخوردهای سیاسی و جناحی پاک و زمینه رشد و بالندگی آموزش و پرورش مازندران را فراهم خواهید نمود.

ما منتظر خواهیم بود تا پایبندی جنابعالی را نسبت به سیاستها و برنامه های ریاست محترم جمهوری در عمل شاهد باشیم !!

جمعی از حامیان دکتر احمدی نژاد و اصولگرایان فرهنگی مازندران

نوشته شده توسط سید در چهارشنبه ششم دی 1385 ساعت 11:21

سلام

 به تازگی یه کتاب خریدم به نام صراط

یه چند تا نکته با حالشو پیدا کردم ، یادداشت می کنم

امیدوارم مطالعه کنید خارج از لطف نیست

* از گردن خودت برای دیگران پل نساز که آنها برسندو تو بمانی.

* آنها که به یک لیوان پوچ بیش از خودشان فکر نمی کنند آنها که بر خودشان مروری نداشته اند ،

پیداست که خودشان را گم می کنند و در ابتذال زندگی روزانه رسوب می کنند و فسیل می شوند.

فعلا شرمنده کارت اینترنتم تموم شد بقیشو بعدا براتون می گم. 

نوشته شده توسط سید در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 ساعت 19:13

این هم انحرافاتی که مردم رو از دین زده می کنه .

ان شاء الله ما این طور نباشیم.

نوشته شده توسط سید در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385 ساعت 12:24

بسم الله.....

 

نوشته شده توسط سید در چهارشنبه هفدهم آبان 1385 ساعت 12:53

لینک باکس

بزرگترین لینک باکس ساخته شده در Persiangig

www.FarshadWeb.Com FreeTemp.blogfa.Com